مکتب خانه ها در لفور
هوالفتاح العلیم
صدای گرم و گوشنواز پدر بزرگ اولين صدايي بود كه پرده های گوشمان را نوازش می داد. پدر بزرگ لباس پوشيده، ردایی بلند بر دوش و کلاه بر سر منتظر بود نوه اش متولد شود. سپس منتظرمی ماند خانم قابله کار شستشوی نوزاد را به اتمام برساند. پدر بزرگ نوزاد تميز و زیبای پيچيده در قنداق را در آغوش می گرفت و بلند می شد. تمام اهل خانه بلند می شدند پدر، عمه ها ، خاله ، دايي و ... هرکس که حاضر بود. بدین ترتیب صدای گرم و خالصانه اذان او اولین صدایی بود که گوشمان را نوازش می داد .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 20:23  توسط محمد اصغری
|
