لفور دارالمؤنيني بامردمـان شجاع، متدين. باگذشت
لفور، از قدیم الایام دارالمؤنيني بامردمـان شجاع، متدين، قانع، زحمت كش، باگذشت، خداترس و مجاهد فــــي سبيل الله بوده است. مردمي كه در دامنه رشته كوه البرز بسان البرز استوار و سر افراز مي زيستند. وجود اماكن و بناهاي مذهبي بويژه آستانه هاي معصوم زادگان كه مورد احترام خاص مردم اين منطقه هستند، آستانه هايي كه با بقعه هاي محقر و چوبي و به سبــك سنتي در هر آبادي و گاهي هم در قلب جنگل ها ديده مي شود نشان از روح بلند و لطيف و عمق اعتقاد پاك مردمان اين منطقه دارد .
بنا بر اقوالي پيشينه زيستگاه مردم لفور و همينطور زيستگاه مردم بخش هايي از سوادكوه مانند شيرگاه و بابلكنار در گذشته هاي بسيار دور منطقه اميدوار كوه بوده است. در برخي از منابع دو واژه لپر و لپـــــور(لفور) را بخش بالا دست و پايين دست معني شده است. بر اساس اين نظريه، بالا دستي ها مردم لفور (كه در سرچشمه هاي بابلرود سكونت دارند) و پايين دستي ها، مردم بابل كنار محسوب مي شوند. مردمان لفور و بابــل كنار اگرجه داراي گويشها و سلايق تا اندازه اي متفاوت با يكديگرند. اما در آداب و رسوم باهم بسيار عجين و نزديكند. در شيوه پوشش، كسب و كار، دامداري، كشاورزي و بالاخره داد و ستد شباهت بسياري با يكديگر دارند.
لفور اززمان فريـدون رونق داشــت. ماچه كوه يا مازكوه بنام دختر ايرج است كه در سرحد گردنه سر در قسمت غرب روستاي لاكوم قراردارد و بي شك آنچه كه در تاريخ قارن ابن اسفنديار راجع به مردمان اميدوار كوه (در ترز راه مـال رو قديمي شيرگاه به لفور) آمده است در مورد همــــين منطقه و مردمان لفوراست.
مازكوه و بلند ترين نقطه آن يعني قلّه وسو در بلـــــندترين نقطه سوادكوه واقع گرديده و اين ناحــــــيه بر بخش هاي وسيعي از مازندران اشراف دارد بطوريكه بر بالاي قلّه وسو اكثر شهر ها و آبادي هاي استان مازندران با چشم غير مسلح ديده مي شود و در شهرهاي بابل، قائم شهر، نكا، ساري اين قلّه بخوبي ديده مي شود. شاید بدلیل اشراف این کوه به کل مازندران منظور از مازکوه همان مازندران کوه باشد.(تصویر چشم انداز مازکوه و قله وسو را در http://lafour.20m.com/ می تواند ببینید). شواهد و اقوال حاكي از آن است كه مردم اميد واركوه مردمي غيرتمند،متعهد سلحشـــور و معتقد به عهد پيمان بودند. بر اساس برخي از منابع و شواهد و قرائن حاكي از آن است كه در گذشته ها و اعصار مخـــتلف منطقه لفور تا قبل از عهد صفويه مأمن و پناهگاه فراريان و تعقيب شوندگان و محل سازماندهي و تجديد قواي جنگجويان و لشكريان عقب نشسته از رزم و يا شكست خورده در جنگها، بوده است. صنيع الدوله در كتاب التدوين في جبال شروين توصيفي خاص از سوادكوه مردم منطقه لفور دارد.
از جمله شاخصه هاي بسيار بزرگ اين ديار آنهم از قديمالايام تا كنون، وجود عالمان بزرگان و دانشمنداني بوده است كه گمنام زيستند و گمنام مردند.
منطقه لفور عالمان و دانشمندان بزرگي را در دامن خود پرورانيده است . عالمان بزرگي همچون آيت الله العظمي اسماعيل صالحي مازندراني،حضرت آيت الله العظمي شيخ امان الله كريمي. عجيب الزمان بابل كناري، شيخ جعفر اشراقي، آيت الله شيخ مهدي طيبي، آيت اله العظمي سيد محمـــــد تقي عدناني، آيت الله العظمي سيد زين العابدين عدناني ، آيت الله العظمي حــــــــاج شيخ يعقوب ابوالحسني،حضرت آيت الله شيخ روح الله عـــالمي، مرحوم ملاصادق لفوري نفت چالی، مرحوم ملا سيد آقابزرگ حسيني (معروف به كوچك حسيني)، دكتر آقا محمد گودرزي مرحـوم احمد صالحي نفت چالي ( حافظ و مفسر قرآن)، شــــــهيد حجت الاسلام شيخ عبدالوهاب قاسمــي و حجــت الاسلام شيخ عباسعلي سليماني كه هريك در زمانه خود مايه مباهات و فخر مردم اين ديار بودند و هم اكنون نيز هستند.